تحولات سالهای اخیر نشان داده است که جنگها دیگر تنها در میدان نظامی تعیین تکلیف نمیشوند؛ بلکه بخش مهمی از نتیجه هر تقابل در عرصه رسانه و روایتسازی رقم میخورد.

به گزارش پایگاه خبری چالوس رسانه به نقل از : پایگاه خبری تحلیلی «بلاغ» مهدی صفرزاده افروزی کارشناس رسانه| تحولات سالهای اخیر نشان داده است که جنگها دیگر تنها در میدان نظامی تعیین تکلیف نمیشوند؛ بلکه بخش مهمی از نتیجه هر تقابل در عرصه رسانه و روایتسازی رقم میخورد. در چنین فضایی، هر طرفی که بتواند سریعتر روایت خود را منتشر کند، عملاً افکار عمومی را تحت تأثیر قرار میدهد.
یکی از مشکلاتی که در فضای رسانهای ایران گهگاه مشاهده میشود، شکلگیری «چندروایتی» و انتشار اخبار بدون چارچوب مشخص در لحظات اولیه یک حادثه است؛ وضعیتی که میتواند به سردرگمی افکار عمومی منجر شود.
برای نمونه، در ماجرای ساقط شدن یک جنگنده آمریکایی در جنوب ایران، در ساعات ابتدایی پس از حادثه، روایتهای متفاوتی در فضای رسانهای منتشر شد. برخی رسانههای خارجی با انتشار تصاویر و روایتهایی مدعی شدند عملیات نجات موفقی برای خلبان انجام شده و نیروهای ویژه آمریکا وارد خاک ایران شدهاند. این روایتها به سرعت در شبکههای اجتماعی و برخی کانالهای خبری بازنشر شد و برای مدتی فضای خبری کشور را دچار ابهام و نگرانی کرد. در حالی که بعد از گذشت زمان و انتشار اطلاعات دقیقتر، روشن شد که بسیاری از این روایتها با واقعیت فاصله داشته است.
نمونه دیگر به عملیات ناموفق آمریکا در حوالی تأسیسات هستهای اصفهان مربوط میشود؛ عملیاتی که گفته میشد با هدف نفوذ و انجام یک اقدام ویژه طراحی شده بود اما با واکنش نیروهای ایرانی با شکست مواجه شد و گزارشهایی از انهدام برخی تجهیزات پروازی از جمله بالگردها و هواپیماهای ترابری منتشر شد. در این ماجرا نیز در ساعات اولیه، روایتهای متفاوت و گاه متناقضی از سوی رسانههای مختلف مطرح شد؛ برخی منابع خارجی از جمله ترامپ با دستپاچگی سعی کرد تا سریع روایت اول را با یک روایت دروغ به جهان ارائه دهد و تلاش کردند آن را بهعنوان یک عملیات موفق یا نیمهموفق جلوه دهند، در حالی که منابع دیگر روایت متفاوتی از آن یعنی شکست آمریکا را ارائه میکردند. همین تضاد در روایتها باعث شد برای مدتی فضای خبری با ابهام و سردرگمی همراه شود.
چنین تجربههایی نشان میدهد که در جنگ رسانهای، زمان و ابتکار عمل در روایتسازی اهمیت حیاتی دارد. اگر روایت دقیق و منسجم از سوی منابع رسمی یا رسانههای معتبر داخلی به سرعت منتشر نشود، روایتهای رقیب میتوانند جای آن را پر کنند و حتی در صورت اصلاح بعدی نیز اثر اولیه خود را بر افکار عمومی گذاشته باشند.
به همین دلیل بسیاری از کشورها ساختارهایی برای «پاسخ سریع رسانهای» ایجاد کردهاند؛ مراکزی که به صورت شبانهروزی تحولات خبری را رصد کرده و در کوتاهترین زمان ممکن روایت دقیق و مستند را در اختیار افکار عمومی قرار میدهند.
در دنیای امروز، جنگ روایتها به اندازه میدانهای نظامی اهمیت پیدا کرده است. بنابراین عبور از رویکرد صرفاً واکنشی و حرکت به سمت یک سیاست رسانهای فعال، هماهنگ و پیشدستانه میتواند نقش مهمی در کاهش اثرگذاری جنگ روانی و افزایش اعتماد عمومی داشته باشد . در حالی که روایت آمریکایی در سطح جهان مانند دیگر عناصر قدرت این کشور رو به افول گذاشته و روایت ایران بیش از گذشته مورد توجه جهان قرار گرفته است، باید همزمان با دیگر مولفه های قدرت، این عنصر را بیشتر مورد توجه قرار دهیم.